اولین سونوی نی نی ما و غافلگیری من
سلام وروجک قشنگم الهی مامان فدای صدای تاپ تاپ قلب کوچیکت بشه
سلام دوست جونیا خوبین سال نو تون مبارک ببخشین که یکم دیر اومدم
دیروز عصر رفتم سونوگرافی nt
خداروشکر همه چی خوب بود ومن برای اولین بار صدای قلب وروجکم رو شنیدم و دیوانه وار قربون صدقش رفتم الان دقیقا 10هفته و 6 روزمه وتاریخ زایمانم 11/8/9٣ شد
اما یه چیز جالب و عجیب از دیشب ذهنمو مشغول کرده، وقتی تو تقویم دنبال تاریخ میگشتم و به شب هفت محرم رسیدم ناخود آگاه احساس کردم زایمانم حتما شب حضرت علی اصغر اتفاق میفته .
دومین پست وبلاگم رو یادتون هست؟
همیشه وقتی روضه حضرت علی اصغر رو میخوندند گریه ام میگرفت، اما امسال عجیب تر بود
خودم رو جای خانم رباب تصور میکردم و های های گریه میکردم
امسال از دید یک مادر در سوگ گل پرپر شده آقا نشستم
خدایا به حق بند قنداقه حضرت علی اصغر به همه اونهایی که در انتظارفرزندی سالم وصالح هستند هرآنچه میخواهند را عطاکن!!!!!!!!!!!!!...............
آره اون زمان ازشون خواستم به همه منتظرا فرزندی سالم و صالح عطا کنه وگوشه چشمی هم به من بیندازند
پارسال من برای شش ماهه و برای دل خانم رباب اشک ریختم
و حالا تاریخ زایمانم تو همون روزاست
بدنم به لرزه میفته وقتی به بزرگواری یک شش ماهه فکر میکنم وبه اینکه من چقدر گاهی از یادشون غافل میشم
وای بر من وای ...........
خدای من این بنده گناهکارت رو ببخش ..................


اولین سونوی نی نی ما و غافلگیری من 
